فرایند یافتن و دنبال کردن مسیر از جایی به جای دیگر
مثالهای طبیعی
Accurate navigation is essential when sailing near these rocks.
مسیریابی دقیق هنگام قایقرانی نزدیک این صخرهها ضروری است.
Satellite navigation guided us through the unfamiliar city.
مسیریابی ماهوارهای ما را در شهر ناآشنا هدایت کرد.
They practiced navigation by map and compass.
آنها مسیریابی با نقشه و قطبنما را تمرین کردند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی یافتن مسیر با نقشه، ابزارها، نشانههای محیطی یا سامانههای الکترونیکی را پوشش میدهد.

