در جایی یا بهسمت جایی که فقط فاصلهٔ کمی دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
نزدیک
Deutsch
nah
Հայերեն
մոտ
mot
مثالهای طبیعی
Come near and look at this.
بیا نزدیک و به این نگاه کن.
The dog came near slowly.
سگ آرامآرام نزدیک شد.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /nɪə/آمریکایی: /nɪr/
تکیه روی تنها هجای واژه است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
نزدیک
Deutsch
nah
Հայերեն
մոտ
mot
Come near and look at this.
بیا نزدیک و به این نگاه کن.
The dog came near slowly.
سگ آرامآرام نزدیک شد.
Don't come near.
نزدیک نیا.
وقتی پس از فعلهایی مانند come یا move نیازی به آوردن اسم نیست، از near بهعنوان قید مکان استفاده میشود.
Don't come nearly.
Don't come near.
near به معنی «نزدیک» از نظر فاصله است، اما nearly یعنی «تقریباً»؛ بنابراین در این جمله nearly نمیتواند جای near را بگیرد.
از near بعد از یک فعل حرکتی استفاده کن تا نشان دهی کسی یا چیزی نزدیکتر میشود: Come near. آن را با nearly اشتباه نکن؛ nearly یعنی «تقریباً».
کدام جمله near را بهدرستی بهعنوان قید بهکار برده است؟