معنی ۱neutral · 90%
واقع در فاصلهای کوتاه
مثالهای طبیعی
We found a nearby café for breakfast.
برای صبحانه یک کافهٔ نزدیک پیدا کردیم.
The nearby hospital accepts emergency patients.
بیمارستان نزدیک، بیماران اورژانسی را میپذیرد.
Nearby shops stay open until late evening.
فروشگاههای اطراف تا اواخر شب باز میمانند.
نکتهٔ کاربردی
در نقش صفت، `nearby` مستقیماً یک اسم را توصیف میکند. این TASK کاربرد قیدی را پوشش نمیدهد.
