معنی ۱neutral · 88%
مربوط به سحابی، یعنی ابر گاز یا غبار در فضا.
مثالهای طبیعی
The telescope captured a bright nebular glow.
تلسکوپ درخششی روشن از سحابی ثبت کرد.
Several nebular structures emerged in the processed images.
چند ساختار سحابی در تصاویر پردازششده نمایان شد.
Students compared nebular gases from different regions.
دانشآموزان گازهای سحابیِ مناطق گوناگون را مقایسه کردند.
نکتهٔ کاربردی
صفتی در اخترشناسی است و واژهٔ مشابه nebulous معنای مجازی متفاوتی دارد.
