بهسبب شرایط، انجام کار یا تغییری را ضروری ساختن.
مثالهای طبیعی
The repairs will necessitate closing the road.
تعمیرات ایجاب میکند که جاده بسته شود.
The injury necessitated an immediate change of plans.
آن جراحت تغییر فوری برنامهها را ضروری کرد.
Will the expansion necessitate hiring another engineer?
آیا توسعهٔ کار استخدام یک مهندس دیگر را ضروری میکند؟
نکتهٔ کاربردی
نهاد جمله معمولاً موقعیت، رویداد یا شرایطی است که نیاز را ایجاد میکند.
