شیء فلزی باریک و نوکتیزی با سوراخ کوچکی که برای دوختن استفاده میشود
مثالهای طبیعی
She threaded the needle carefully.
او با دقت نخ را از سوزن رد کرد.
I need a needle and some thread.
من به یک سوزن و مقداری نخ نیاز دارم.
The sewing box contains several needles.
جعبهٔ خیاطی چند سوزن دارد.
نکتهٔ کاربردی
`Needle` قابلشمارش است.

