نشاندهندهٔ اینکه چیزی بد، آسیبزا یا نامطلوب است.
مثالهای طبیعی
He has a negative opinion of the plan.
او دربارهٔ این برنامه نظر منفی دارد.
The change had a negative effect.
این تغییر تأثیر منفی داشت.
Her negative comments hurt me.
نظرهای منفی او به من آسیب زد.
نکتهٔ کاربردی
Negative اغلب برای توصیف نتیجههای بد، افکار، احساسات یا نظرها استفاده میشود.

