مراقبت یا دقتی را که در یک موقعیت بهطور معقول انتظار میرود به خرج ندادن.
مثالهای طبیعی
Investigators found the driver negligent in checking the brakes.
بازرسان تشخیص دادند که راننده در بررسی ترمزها سهلانگاری کرده است.
Negligent maintenance caused the machinery to fail.
نگهداری سهلانگارانه باعث ازکارافتادن دستگاهها شد.
Her handling of confidential records was grossly negligent.
نحوهٔ رسیدگی او به سوابق محرمانه بهشدت سهلانگارانه بود.
نکتهٔ کاربردی
negligent کوتاهی در مراقبت لازم را توصیف میکند که اغلب پیامد حقوقی یا حرفهای دارد؛ neglectful بیشتر از کوتاهی مداوم در رسیدگی به وظایف حکایت میکند.
