معنی ۱neutral · 90%
آنقدر کم یا بیاهمیت که بتوان بهطور منطقی از آن صرفنظر کرد.
مثالهای طبیعی
The change produced negligible savings on electricity bills.
این تغییر صرفهجویی ناچیزی در قبضهای برق ایجاد کرد.
The difference between the two results was negligible.
تفاوت میان دو نتیجه ناچیز بود.
Installation adds a negligible amount to the total cost.
هزینهٔ نصب مبلغی ناچیز به هزینهٔ کل اضافه میکند.
نکتهٔ کاربردی
negligible به معنای صفر نیست؛ مقدار ناچیز میتواند همچنان وجود داشته باشد.
