قابل بحث و تغییر از راه توافق میان افراد.
مثالهای طبیعی
The starting salary is negotiable within a limited range.
حقوق اولیه در محدودهای مشخص قابلمذاکره است.
Our moving date remains negotiable.
تاریخ اسبابکشی ما هنوز قابلمذاکره است.
The price is negotiable if you collect the desk.
اگر خودتان میز را تحویل بگیرید، دربارهٔ قیمت میتوان مذاکره کرد.
نکتهٔ کاربردی
negotiable یعنی امکان گفتوگو وجود دارد، نه اینکه تغییر حتماً رخ دهد. fixed و non-negotiable معنای مخالف دارند.
