معنی ۱neutral · 90%
گفتوگو یا فرایندی که در آن افراد تلاش میکنند به توافق برسند
مثالهای طبیعی
Negotiations with the union continued throughout the week.
مذاکرات با اتحادیه در تمام طول هفته ادامه یافت.
The negotiation ended without a final agreement.
مذاکره بدون توافق نهایی پایان یافت.
Both sides resumed negotiations over the disputed border.
دو طرف مذاکرات دربارهٔ مرز مورد اختلاف را از سر گرفتند.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع `negotiations` برای فرایندی شامل چند جلسه یا دور گفتوگو رایج است.

