پسرِ خواهر یا برادرِ یک نفر.
مثالهای طبیعی
My nephew is my sister’s son.
خواهرزادهٔ پسرم، پسرِ خواهرم است.
We invited our nephews to the party.
برادرزادهها و خواهرزادههای پسرمان را به مهمانی دعوت کردیم.
Her nephew visited from another city.
برادرزادهٔ پسرِ او از شهر دیگری به دیدنش آمد.
نکتهٔ کاربردی
Nephew نسبتِ پسرِ خواهر یا برادر را بیان میکند؛ niece به دخترِ خواهر یا برادر اشاره دارد.
