بهطرز چشمگیری خونسرد و مطمئن در موقعیتی پرفشار.
مثالهای طبیعی
The goalkeeper made a nerveless save in the final minute.
دروازهبان در دقیقهٔ آخر با خونسردی ضربه را مهار کرد.
She remained nerveless throughout the hostile interview.
او در تمام مصاحبهٔ خصمانه خونسرد ماند.
With nerveless precision, the pilot landed the damaged plane.
خلبان با دقت و خونسردی هواپیمای آسیبدیده را فرود آورد.
نکتهٔ کاربردی
در این معنای مثبت، بهخصوص در گزارشهای ورزشی کاربرد دارد.
