معنی ۱neutral · 95%
نگران یا کمی ترسیده بهدلیل چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد
مثالهای طبیعی
She feels nervous before job interviews.
او پیش از مصاحبههای شغلی مضطرب میشود.
A nervous passenger asked about the delay.
یک مسافر مضطرب دربارهٔ تأخیر پرسید.
I became more nervous as the exam approached.
هرچه امتحان نزدیکتر شد، مضطربتر شدم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی پیش از یک رویداد، ملاقات، آزمون یا موقعیت دیگر نگران یا مضطرب است از nervous استفاده کن.

