معنی ۱neutral · 90%
ساختاری از نخها یا طنابهای بههممتصل با فاصلههای خالی میان آنها
مثالهای طبیعی
The fishermen pulled the net from the water.
ماهیگیران تور را از آب بیرون کشیدند.
The ball hit the back of the net.
توپ به پشت تور برخورد کرد.
They put up a net across the court.
آنها توری در عرض زمین نصب کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Net` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— توری برای گرفتن ماهی

