پزشکی متخصص در تشخیص و درمان بیماریهای مغز، اعصاب و نخاع.
مثالهای طبیعی
My doctor referred me to a neurologist.
پزشکم مرا به متخصص مغز و اعصاب ارجاع داد.
The neurologist examined the patient’s reflexes.
متخصص مغز و اعصاب واکنشهای انعکاسی بیمار را بررسی کرد.
Two neurologists work at the clinic on Fridays.
روزهای جمعه دو متخصص مغز و اعصاب در درمانگاه کار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی میگوییم see a neurologist یا consult a neurologist؛ بعد از see حرف اضافهٔ to نمیآید.
