با وجود آنچه پیشتر گفته شد؛ برای نشاندادن تضادی برخلاف انتظار.
مثالهای طبیعی
The path was steep; nevertheless, we continued.
مسیر شیب زیادی داشت؛ بااینحال، به راهمان ادامه دادیم.
The project was delayed. Nevertheless, the outcome was successful.
پروژه به تأخیر افتاد. بااینحال، نتیجهٔ آن موفقیتآمیز بود.
The solution is costly; it is nevertheless practical.
این راهحل پرهزینه است؛ بااینحال، کاربردی است.
نکتهٔ کاربردی
nevertheless رسمیتر از but است و نمیتوان دو جملهٔ مستقل را تنها با یک ویرگول و این قید به هم وصل کرد.
