بهتازگی یا مدت کوتاهی پیش
مثالهای طبیعی
They moved into a newly built apartment.
آنها به آپارتمانی تازهساخت نقل مکان کردند.
The newly elected mayor announced her priorities.
شهردار تازهانتخابشده اولویتهایش را اعلام کرد.
The newly married couple returned from their trip.
زوج تازهازدواجکرده از سفرشان بازگشتند.
نکتهٔ کاربردی
`Newly` اغلب با اسمهای مفعولی ترکیب میشود که یک وضعیت تازه را بیان میکنند. معمولاً بهعنوان مترادف عمومی `recently` در پایان جمله به کار نمیرود.
