معنی ۱neutral · 90%
بخش نوکتیز قلم که با کاغذ تماس مییابد و جوهر را روی آن جاری میکند.
مثالهای طبیعی
A bent nib made the letters difficult to shape.
خم شدن نوک قلم شکل دادن به حروف را دشوار کرده بود.
Clean the nib before putting the fountain pen away.
پیش از کنار گذاشتن خودنویس، نوک آن را تمیز کنید.
Do you sell finer nibs for this pen?
برای این قلم، نوکهای ظریفتری هم میفروشید؟
نکتهٔ کاربردی
nib به نوک نویسندهٔ قلم اشاره دارد، نه کل قلم یا مخزن جوهر آن.
