از نظر مقدار بهشکلی نامعقول کم یا خسیسانه؛ در حالی که امکان بخشیدن یا اختصاصدادنِ بیشتر وجود دارد.
مثالهای طبیعی
The charity received a niggardly grant for urgent repairs.
خیریه برای تعمیرات فوری کمکهزینهای ناچیز دریافت کرد.
Workers considered the proposed bonus niggardly.
کارکنان پاداش پیشنهادی را خسیسانه و ناچیز میدانستند.
The council was niggardly with its library funding.
شورا در تأمین بودجهٔ کتابخانههایش خساست به خرج میداد.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی و انتقادی است که بهدلیل شباهت ظاهری و آوایی با یک دشنام نژادپرستانه ممکن است سوءبرداشت ایجاد کند؛ تا جای ممکن از meager، paltry یا ungenerous استفاده کن.
