تردید یا دلنگرانیِ کوچک اما سمجی که نمیتوان بهآسانی نادیدهاش گرفت.
مثالهای طبیعی
One niggle about the deadline kept troubling the director.
یک نگرانیِ کوچک دربارهٔ مهلتِ مقرر همچنان مدیر را آزار میداد.
She had a niggle over the contract’s vague cancellation clause.
او دربارهٔ بندِ مبهمِ فسخِ قرارداد نگرانیِ کوچکی داشت.
Despite his enthusiasm, a niggle remained about the route.
با وجودِ اشتیاقش، هنوز دلنگرانیِ کوچکی دربارهٔ مسیر باقی مانده بود.
نکتهٔ کاربردی
Niggle نگرانیِ کوچکی است؛ نکتهٔ مهم این است که با وجودِ جزئیبودن، پیوسته در ذهن میماند.
