معنی ۱neutral · 86%
زمانی در غروب که روشنایی روز کم میشود و شب آغاز میشود.
مثالهای طبیعی
We need to reach camp before nightfall.
باید پیش از تاریکشدن هوا به اردوگاه برسیم.
By nightfall, the roads were empty.
تا هنگام فرارسیدن شب، جادهها خالی شده بودند.
Nightfall brought a sudden drop in temperature.
با فرارسیدن شب، دما ناگهان پایین آمد.
نکتهٔ کاربردی
nightfall معمولاً غیرقابلشمارش است؛ بگویید before nightfall و نه before a nightfall.
ترکیبهای رایج
— پیش از تاریکشدن هوا
