معنی ۱neutral · 86%
گاز یا نیشگون کوچک و سریعی که ممکن است برای لحظهای درد ایجاد کند.
مثالهای طبیعی
The puppy gave my hand a gentle nip.
تولهسگ یک گاز کوچک و ملایم از دستم گرفت.
I felt a nip on my ankle.
گاز کوچکی روی مچ پایم احساس کردم.
One nip from the bird surprised the volunteer.
یک گاز ناگهانی از طرف آن پرنده داوطلب را غافلگیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
nip اغلب در ساخت give someone a nip میآید. این واژه میتواند به مقدار کمی نوشیدنی هم اشاره کند، اما آن معنا موضوع این مدخل نیست.
