معنی ۱formal · 86%
مربوط به ذهن، اندیشه یا درک عقلانی.
مثالهای طبیعی
The discussion centered on noetic knowledge rather than perception.
بحث بر شناخت عقلانی متمرکز بود، نه بر ادراک حسی.
Her essay explores the noetic dimension of belief.
مقالهٔ او بُعد شناختیِ باور را بررسی میکند.
The authors distinguish noetic processes from emotional responses.
نویسندگان فرایندهای شناختی را از واکنشهای عاطفی متمایز میکنند.
نکتهٔ کاربردی
بیرون از فلسفه، روانشناسی و بحث دربارهٔ تجربه بسیار کمکاربرد است؛ آن را جایگزین معمولیِ mental نکن.
