noise
A1اسم/US /nɔɪz/ noiz; UK /nɔɪz/ noiz/
سروصدا کردن، همهمه، سروصدا
JadoLearn Dictionary
معنی noise به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سروصدا کردن، همهمه، سروصدا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فریاد، خروشان کردن، گریستن
سروصدا، غریو کشیدن، مصرانه تقاضا کردن
طنین بلند، طنین افکندن
زغ زغ کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.