معنی ۱neutral · 95%
ایجادکنندهٔ سروصدای زیاد
مثالهای طبیعی
The restaurant was too noisy to talk comfortably.
رستوران آنقدر پرسروصدا بود که نمیشد راحت صحبت کرد.
We left the noisy café after lunch.
بعد از ناهار کافهٔ پرسروصدا را ترک کردیم.
This machine is noisier than the old one.
این دستگاه از دستگاه قدیمی پرسروصداتر است.
نکتهٔ کاربردی
noisy افراد، مکانها، ماشینها یا فعالیتهایی را توصیف میکند که سروصدای زیادی ایجاد میکنند.

