معنی ۱neutral · 90%
شخصی که بهطور رسمی برای یک جایزه، سمت یا انتخابات پیشنهاد شده است
مثالهای طبیعی
Each nominee attended the ceremony with a guest.
هر نامزد با یک همراه در مراسم شرکت کرد.
She became the party's nominee for mayor.
او نامزد حزب برای شهرداری شد.
The nominees presented their projects to the panel.
نامزدها پروژههای خود را به هیئت ارائه کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Nominee` وضعیت فرد پس از نامزد شدن را بیان میکند، نه اینکه حتماً برنده شده باشد.
