در ظاهر آرام و بیاعتنا بودن نسبت به چیزی که ممکن است دیگران را نگران یا هیجانزده کند.
مثالهای طبیعی
The captain seemed nonchalant about the surprise victory.
کاپیتان دربارهٔ پیروزی غیرمنتظره خونسرد به نظر میرسید.
She gave a nonchalant shrug despite her nerves.
او با وجود اضطرابش، بیخیال شانه بالا انداخت.
He tried to look more nonchalant during the meeting.
او تلاش کرد در طول جلسه خونسردتر به نظر برسد.
نکتهٔ کاربردی
nonchalant ظاهر فرد را توصیف میکند، نه لزوماً احساس واقعی او را. ممکن است خونسردیِ تحسینبرانگیز یا بیاعتناییِ آزاردهنده را برساند.
