معنی ۱neutral · 87%
از فلز ساخته نشده یا فاقد خواص معمول فلزها بودن.
مثالهای طبیعی
Only nonmetallic tools may be used near this sensitive equipment.
نزدیک این تجهیزات حساس فقط میتوان از ابزارهای غیرفلزی استفاده کرد.
The chair has nonmetallic legs made from reinforced plastic.
پایههای این صندلی غیرفلزی و از پلاستیک تقویتشده ساخته شدهاند.
The sample appeared nonmetallic under normal conditions.
نمونه در شرایط عادی غیرفلزی به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
قطعهٔ nonmetallic ممکن است از پلاستیک، چوب یا سرامیک باشد؛ تصور نکنید همهٔ مواد غیرفلزی خواص یکسان دارند.
