معنی ۱neutral · 90%
ایده، گفته یا رفتاری که پوچ، نادرست یا فاقد معنای منطقی است
مثالهای طبیعی
That argument is complete nonsense.
این استدلال کاملاً مزخرف است.
Ignore the nonsense circulating online.
مزخرفاتی را که در اینترنت پخش میشود نادیده بگیرید.
He kept talking nonsense during the meeting.
او در طول جلسه مدام چرند میگفت.
نکتهٔ کاربردی
`Nonsense` در مخالفت میتواند بسیار مستقیم و ردکننده باشد، بنابراین باید به لحن توجه کرد.
ترکیبهای رایج
— حرفهایی زدن که بیمعنی یا نادرستاند
