معنی ۱neutral · 83%
میانهٔ روز، حدود ساعت دوازده ظهر.
مثالهای طبیعی
The workers took a break at noonday.
کارگران هنگام ظهر استراحت کردند.
By noonday, the heat had become exhausting.
تا ظهر، گرما طاقتفرسا شده بود.
Noonday found the square filled with music.
هنگام ظهر، میدان پر از صدای موسیقی بود.
نکتهٔ کاربردی
noonday از noon یا midday کمکاربردتر است و اغلب لحنی ادبی یا توصیفی دارد؛ معمولاً هم جمع بسته نمیشود.
ترکیبهای رایج
— تا میانهٔ روز
