حلقهای از طناب یا ریسمان که با کشیدن میتواند دور چیزی تنگ شود.
مثالهای طبیعی
The exhibit showed a rope with a loose noose.
در نمایشگاه طنابی با حلقهای شل و تنگشونده به نمایش گذاشته بودند.
A painted noose was visible on the stage backdrop.
تصویر یک حلقهٔ طناب روی پسزمینهٔ صحنهٔ نمایش دیده میشد.
Rescuers removed the noose caught around the animal’s leg.
امدادگران حلقهٔ طنابی را که دور پای حیوان گیر کرده بود برداشتند.
نکتهٔ کاربردی
noose به نوع مشخصی از حلقهٔ تنگشونده اشاره دارد، نه هر طناب یا گرهای؛ این واژه میتواند تداعی ناخوشایندی داشته باشد.
