معنی ۱neutral · 95%
در یک موقعیت مشخص معمول و مورد انتظار بودن
مثالهای طبیعی
It's normal to feel nervous before an exam.
طبیعی است که قبل از امتحان مضطرب باشی.
We returned to our normal routine on Monday.
دوشنبه به برنامهٔ عادیمان برگشتیم.
Life feels more normal again.
زندگی دوباره عادیتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
normal چیزی را توصیف میکند که برای یک شخص، مکان یا موقعیت معمول یا مورد انتظار است.
ترکیبهای رایج
— دوباره در وضعیت یا شرایط معمول قرار گرفتن

