معنی ۱neutral · 87%
حالت معمول یا مورد انتظار
مثالهای طبیعی
Temperatures should return to normal tomorrow.
دما باید فردا به حالت عادی برگردد.
Business is slowly getting back to normal.
فعالیت کسبوکار بهآرامی در حال بازگشت به حالت عادی است.
Her breathing soon returned to normal.
تنفس او خیلی زود به حالت عادی برگشت.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد اسمی بیشتر در عبارتهای ثابت با `normal` دیده میشود.
ترکیبهای رایج
— دوباره در حالت معمول بودن

