معنی ۱neutral · 86%
بیش از حد کنجکاوبودن دربارهٔ امور خصوصی دیگران.
مثالهای طبیعی
Our nosy colleague keeps asking about everyone’s salaries.
همکار فضول ما مدام دربارهٔ حقوق همه سؤال میکند.
The neighbors are nosier than I expected.
همسایهها از آنچه تصور میکردم فضولترند.
Please stop being nosy about my relationship.
لطفاً اینقدر در مورد رابطهٔ من فضولی نکن.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً منفی است؛ curious خنثیتر است و لزوماً مزاحمت نمیرساند.
