ثبت موسیقی، حرکت یا اطلاعات دیگر به کمک مجموعهای قراردادی از نشانهها.
مثالهای طبیعی
The composer notated the rhythm before recording it.
آهنگساز پیش از ضبط، ریتم را نتنویسی کرد.
The choreographer notated the movements using a standard system.
طراح رقص حرکتها را با استفاده از یک نظام استاندارد نشانهگذاری کرد.
Students must notate the melody on the staff.
دانشجویان باید ملودی را روی خطوط حامل نتنویسی کنند.
نکتهٔ کاربردی
notate بر نمادهای قراردادی تأکید دارد؛ برای یادداشتهای معمولی از take notes استفاده میشود.
