بهاندازهای مهم، غیرمعمول یا جالب که ارزش توجه یا مطرح کردن داشته باشد.
مثالهای طبیعی
One noteworthy finding concerned the youngest participants.
یکی از یافتههای قابلتوجه به کمسنترین شرکتکنندگان مربوط میشد.
The charity made noteworthy progress this year.
این مؤسسهٔ خیریه امسال پیشرفت قابلتوجهی کرد.
It is noteworthy that attendance rose despite the rain.
شایان توجه است که با وجود باران، شمار حاضران افزایش یافت.
نکتهٔ کاربردی
noteworthy همیشه به معنای مثبت بودن نیست؛ رویدادی منفی یا شگفتآور نیز ممکن است شایستهٔ توجه باشد.
