معنی ۱neutral · 95%
دیدن، شنیدن یا آگاهانه متوجه شخص یا چیزی شدن.
مثالهای طبیعی
Did you notice my new haircut?
متوجه مدل موی جدیدم شدی؟
I noticed that the bus was late.
متوجه شدم اتوبوس تأخیر دارد.
She noticed a small sign.
او متوجه یک تابلوی کوچک شد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی چیزی از طریق دیدن، شنیدن یا فکر کردن توجهت را جلب میکند، از notice استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— متوجه شدن که چیزی تغییر کرده است

