معنی ۱neutral · 90%
فکر یا باوری دربارهٔ چیزی، بهویژه اگر نامطمئن یا هنوز کاملاً شکلنگرفته باشد.
مثالهای طبیعی
The study challenges the notion that talent is fixed.
این مطالعه تصور ثابتبودن استعداد را به چالش میکشد.
I dislike the notion of moving again.
از فکر دوباره اسبابکشی کردن خوشم نمیآید.
Many people still hold that notion.
بسیاری هنوز همین باور را دارند.
نکتهٔ کاربردی
برای معرفی مضمون باور از the notion that + clause و برای نام بردن ایده از the notion of + noun/-ing استفاده کنید.
