معنی ۱neutral · 95%
داستانی بلند و مکتوب دربارهٔ شخصیتها و رویدادهای خیالی
مثالهای طبیعی
I'm reading a novel about a young traveller.
دارم رمانی دربارهٔ یک مسافر جوان میخوانم.
The novel was written by a famous author.
این رمان را نویسندهای مشهور نوشته است.
She borrowed three novels from the library.
او سه رمان از کتابخانه امانت گرفت.
نکتهٔ کاربردی
novel داستانی تخیلی است و معمولاً بسیار بلندتر از short story است.
ترکیبهای رایج
— رمانی که داستان آن در یک دورهٔ تاریخی گذشته رخ میدهد

