معنی ۱neutral · 90%
کسی که رمان مینویسد
مثالهای طبیعی
She became a novelist after years in journalism.
او پس از سالها کار در روزنامهنگاری، رماننویس شد.
The novelist signed copies after the reading.
رماننویس پس از جلسهٔ کتابخوانی نسخهها را امضا کرد.
Several novelists discussed how they develop characters.
چند رماننویس دربارهٔ شیوهٔ شخصیتپردازی خود گفتوگو کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Novelist` مشخصاً به نویسندهٔ رمان اشاره دارد؛ `writer` و `author` واژههای عامتری هستند.

