معنی ۱neutral · 90%
کسی که در کاری تازهکار است و تجربه یا مهارت کمی دارد.
مثالهای طبیعی
The novice driver kept both hands on the wheel.
رانندهٔ تازهکار هر دو دستش را روی فرمان نگه داشت.
As a novice, I need simple instructions.
من چون مبتدیام، به دستورالعملهای ساده نیاز دارم.
The instructor grouped the novices with experienced partners.
مربی افراد تازهکار را در کنار همراهان باتجربه قرار داد.
نکتهٔ کاربردی
Novice بر کمتجربگی تأکید دارد؛ amateur ممکن است ماهر باشد ولی برای پول کار نکند.
