معنی ۱neutral · 95%
به موارد موجود در یک فهرست، گروه یا مجموعه شماره دادن.
مثالهای طبیعی
Number the answers from one to ten.
پاسخها را از یک تا ده شمارهگذاری کن.
The houses are numbered clearly.
خانهها بهوضوح شمارهگذاری شدهاند.
She numbered each question.
او هر سؤال را شمارهگذاری کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی برای نظم بهتر به موارد شماره میدهی، از number در نقش فعل استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— به هر صفحه یک شماره دادن

