قابلشمارش یا قابلبیان با عدد.
مثالهای طبیعی
The defects were numerable, and each received a ticket.
نقصها قابلشمارش بودند و برای هرکدام یک تیکت ثبت شد.
Researchers considered a numerable range of possible responses.
پژوهشگران دامنهای قابلشمارش از پاسخهای ممکن را در نظر گرفتند.
Even substantial losses remain numerable when records are complete.
حتی زیانهای سنگین نیز، اگر اسناد کامل باشند، قابلشمارشاند.
نکتهٔ کاربردی
کمیاب و عمدتاً رسمی است. برخی بهاشتباه numerable را بهمعنای numerous («پرتعداد») به کار میبرند؛ این مدخل معنای معیارِ «قابلشمارش» را آموزش میدهد.
