فراوان؛ متعدد.
مثالهای طبیعی
The report identifies numerous problems.
گزارش مشکلات متعددی را شناسایی میکند.
We received numerous applications for the position.
برای این موقعیت درخواستهای فراوانی دریافت کردیم.
Numerous studies support this conclusion.
پژوهشهای متعددی از این نتیجه پشتیبانی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «numerous examples»، «numerous» در معنای «فراوان» بهکار رفته است. صفت باید با اسمی که توصیف میکند ارتباط معنایی داشته باشد.
