معنی ۱neutral · 86%
مربوط به مواد مغذیِ غذا و تأثیر آنها بر سلامت.
مثالهای طبیعی
The box lists nutritional information for each serving.
روی جعبه، اطلاعات تغذیهای هر وعده درج شده است.
Children have different nutritional needs at different ages.
کودکان در سنین مختلف نیازهای تغذیهای متفاوتی دارند.
The salad has good nutritional value.
این سالاد ارزش غذایی خوبی دارد.
نکتهٔ کاربردی
nutritional بیشتر پیش از اسم میآید؛ استفاده از آن بهتنهایی پس از فعل ربطی طبیعیتر نیست و معمولاً با آن مقایسه نمیسازند.
