با وجودِ استدلالها یا درخواستهایِ مکرر، حاضر به تغییرِ نظر یا موضعِ خود نیست.
مثالهای طبیعی
The mayor remained obdurate despite residents’ objections.
شهردار با وجودِ اعتراضهایِ ساکنان همچنان بر موضعِ خود پافشاری کرد.
Negotiators met an obdurate refusal to revise the terms.
مذاکرهکنندگان با امتناعی سرسختانه از بازنگریِ شروط روبهرو شدند.
Even after the audit, executives proved more obdurate than expected.
حتی پس از حسابرسی نیز مدیران ارشد از آنچه انتظار میرفت انعطافناپذیرتر بودند.
نکتهٔ کاربردی
از firm نکوهشآمیزتر است و میتواند به بیاعتناییِ فرد به نیازها یا استدلالهایِ دیگران اشاره کند.
