معنی ۱neutral · 90%
چیزی که میتوان آن را دید یا لمس کرد، بهویژه چیزی که زنده نیست
مثالهای طبیعی
What is that object on the table?
آن شیء روی میز چیست؟
There are several objects on the floor.
چندین شیء روی زمین وجود دارد.
She found a strange object in the garden.
او یک شیء عجیب در باغ پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
از object برای صحبت دربارهٔ یک چیز فیزیکی استفاده کنید، بهخصوص وقتی نام دقیق آن ناشناخته یا مهم نیست.

