با کسی همچون یک شیء رفتار کردن یا او را اینگونه نشان دادن، بدون احترام به احساسات و فردیت او.
مثالهای طبیعی
The campaign objectified women to sell its products.
آن کارزار تبلیغاتی برای فروش محصولاتش زنان را به شکل اشیا نمایش میداد.
The film refuses to objectify its female characters.
این فیلم از شیءانگاری شخصیتهای زن خود پرهیز میکند.
People can feel objectified by constant comments about their bodies.
اظهارنظرهای پیدرپی دربارهٔ بدن افراد میتواند باعث شود احساس کنند به یک شیء تقلیل یافتهاند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه اغلب دربارهٔ بازنماییهای جنسیشده به کار میرود، اما شیءانگاری میتواند افراد را به نقشهای غیرشخصی دیگری نیز تقلیل دهد.
