معنی ۱neutral · 90%
دلیل یا گفتهای که مخالفت، عدم توافق یا نارضایتی را بیان میکند
مثالهای طبیعی
She raised an objection to the revised schedule.
او به برنامهٔ زمانبندی اصلاحشده اعتراض کرد.
Does anyone have an objection to proceeding now?
آیا کسی با ادامه دادن اکنون مخالفتی دارد؟
Several objections focused on environmental risks.
چند اعتراض بر خطرهای زیستمحیطی متمرکز بود.
نکتهٔ کاربردی
`Objection` معمولاً دلیل مشخصی برای مخالفت را نام میبرد، نه صرفاً یک نارضایتی کلی.
